|
انديشه تعاوني ريشه در آرزوها و زندگي اجتماعي انسان دارد . بررسي هاي تاريخي و اجتماعي نشان مي دهد انديشه كه كمك به ديگران و ياري گرفتن از آنها پيوسته مورد توجه مصلحان اجتماعي و انديشمندان بوده است. برخي از ريشه هاي انديشه تعاوني به شرح ذيل مي باشد : - انسان بعنوان يك موجود اجتماعي به ديگران وابسته است . - انسان براي زندگي در روي اين كره خاكي و برآوردن نيازهاي خود به كارو كوشش و فعاليت هاي اقتصادي مي پردازد،كه فعاليتهاي تعاوني مناسبترين شكل آنست . - آنچه كه انسان از راه كارگروهي توليد مي كند بايستي توزيع شود و با توجه به اينكه توليد بعد اجتماعي به خود مي گيرد مصرف نيز جنبه اجتماعي دارد و بايستي به صورت عادلانه و درست انجام شود . - براي اينكه كارگروهي ، كارا و ثمربخش باشد، بايستي سازمان يافته ،منظم و قابل كنترل شود و از سوئي درجهان امروز مديران و مورد پذيرش قرار مي گيرند كه جوابگوي كساني باشند كه با رأي خود آنها انتخاب شده اند ، به بيان ديگر رهبري دمكراتيك مورد نياز سازمان هاي اجتماعي و اقتصادي است . - انسان درحاليكه به ديگران وابسته است،گرايش سيري ناپذيري به آزادي دارد ولذا مي خواهد كارها رابا ميل وخواسته خود انجام دهد . يعني مشاركت بدون اجبار و كوشش از روي علاقه و داوطلبانه . - زندگي بشر بايستي با نيازهايي كه در حال تغيير هستند سازگار باشد. لذا بايستي هر كس بتواند نيروهاي طبيعت را هدايت كرده و خود را در روابط متقابل با ديگران تابع نظم و انضباط بداند . بدين ترتيب آموزش و باز آموري ضرورت قطعي دارد . اين حقايق و نيازها كه بخشي از تجربه جهاني بشر را تشكيل مي دهد بعنوان راهنماي تدوين خط مشي هاي اجتماعي و گسترش اصولي نهادها مورد پذيرش قرار گرفته است و اين همان چيزي است كه پيشگامان راچديل توانائي شناخت و درك آنرا داشتند و آنها را در اداره شركت تعاوني خود مد نظر قرار دادند .بدين ترتيب اصول و انديشه هاي زيربنائي كه د ر تدوين اصول شركتهاي تعاوني به كار گرفته شد خيالي نبود. بلكه پي آمد تجربه اي بود كه در مدت دو سال بحث و گفتگوي جدي بدست آمده است . با توجه به اين حقايق مي توان صفتها يا مشخصه هاي هفتگانه بنيادين زير را براي تعاونيها برشمرد . 1- انجمن يا اتحاد : همبستگي و اتحاد بارزترين راه چيره شدن بر جزم انديشي ناشي از مكتب اصالت فرد است . 2- اقتصاد : بارزترين عاملي كه موجب مي شود تا انسان ها در يك شركت تعاوني گردهم آيند تأمين نيازها رسيدن به هدف هاي اقتصادي است . 3- انصاف : پيشگامان راچديل ، عدالت را اساس كار و فعاليت هاي اقتصادي خود قرار دادند و كلمه « منصفانه » را در عمل پياده كردند و لذا اجراي اين اصل مستلزم آن است كه عدالت واقعي تمام طرف هاي ذينفع را در برگيرد . 4- دموكراسي : يكي از تفاوت هاي بارز اقتصاد تعاوني با ديگر نظامهاي اقتصادي اصل دموكراسي است و در حقيقت شركت تعاوني بر اين باور است كه بايد كليه مزيت هاي ناشي از عضو شدن را افزايش داده و به طريقي كه مطابق ميل و رضايت اعضاء باشد اداره شود . 5- آزادي : منظور از آزادي در شركتهاي تعاوني عضو شدن آزاد و اختياري و بي طرفي در امور سياسي و مذهبي است و لذا هيچ كس نبايستي بخاطر عضو شدن در شركت تهديد شود . 6- آموزش : آموزش و تربيت يك اصل و يك عامل ضروري در همكاري و تعاون به حساب مي آيد و موفقيت شركتهاي تعاوني به آن وابسته است،زيرا نهضتي كه بايد در انديشه و ذهن انسان ريشه كرده و رشد و نمو نمايد، نياز به آموزش دارد و بايستي انسان ها را براي كارهاي گروهي و داشتن روحيه تعاوني و همكاري تربيت كرد . 7- وظيفه يا مسئوليت : عضو تعاوني بايستي قبو ل مسئوليت كرده و با جان و دل در تعاوني انجام وظيفه نمايد .زيرا بي تفاوتي در قبال مسئوليت هاي جمعي موجب بي تحركي و ركود فعاليت هاي گروهي گرديده و دستيابي به اهداف مشترك را با دشواري مواجه مي سازد .
بعد از دهه 1980و تحولاتي كه در شرايط اقتصادي ، اجتماعي و جوامع مختلف خاصه اروپا ، مقوله ارزش هاي تعاوني Values of cooperatives از اصول تعاون منفك گرديده و ارزشها را مقدم و زيربناي اصول مطرح كرده اند . دراين قسمت به نظراتي كه در اين زمينه در دهه اخير عنوان شده است اشاره مي گردد : ـ لارس ماركوس : ماركوس اتحاديه بين المللي تعاون،درگزارشي كه درسال 1988به كنگره استكهلم ارائه كرد،ارزشهاي تعاوني راعبارت مي داند از : 1 ـ مشاركت 2 ـ دموكراسي 3 ـ شرافت 4ـ كمك به ديگران ارزشهاي مزبور به قدري كلي هستند كه مي توانند در هر سازماني مطرح باشند و مقوله كمك به ديگران نيز به طور نسبي حتي در فعاليتهاي غير تعاوني نيز مورد توجه مي باشند و مفهومي كلي و عام است . ـ پروفسور كرايگ : كريگ استاد دانشگاه يورك کانادا كه مطالعات زيادي در باب تعاونيها دارد، ارزشهاي اساسي تعاوني را به صورت زير دسته بندي كرده است: تعاون يا يكپارچگي ( Integration ) 1- كمك متقابل ، اقتصاد ، آموزش ، مسئوليت اجتماعي ، مشاركت 2- برابري، انصاف حقو ق و آزادگي ، دموكراسي ، آزادگي ( Freedoom ) 3- عدالت اقتصادي ، برابري ، مشاركت اقتصادي ، تأمين كيفيت زندگي ـ سون آكه بوك : آكه بوك در سال 1988 ارزشهاي تعاوني را به صورت زير مطرح كرده است : 1- خودياري 2- كمك متقابل 3- غير انتفاعي بودن ( Non Profit interst ) 4- دموكراسي 5- آموزش 6- فعاليت ارادي 7- جهان شمولي و تعاون 8- ارزشهاي هدفمند ( Purposeful Values ) سپس ايشان ارزشهاي تعاوني را در سه مقوله زير خلاصه مي كند : 1- ارزشهاي اجتماعي 2- ارزشهاي سازماني 3- ارزشهاي اخلاقي ـ كي ون سو : سوپس ازارائه دلايلي چندبراي طرح ارزشهاي تعاوني دركشورهاي آسيايي تحت عنوان ارزشهاي آسيائي به مقولات زيراشاره دارد. الف ) ارزشهاي اقتصادي : 1- ارتباط منافع 2- ايجاد ارزش جديد 3- پيشرفت اقتصاد زندگي 4- تدارك خدمت واحد 5- توسعه اقتصاد منطقه ب ) ارزشهاي اجتماعي : 1- اجراي اصل انسان گرايي ( اومانيسم ) 2- ياري متقابل 3- همبستگي اعضا 4- نوع دوستي 5- خودباوري در زندگي 6- بهبود محيط زندگي علاوه بر اينها وي بر واقعيت هاي ديگر مثل برابري،آزادي،خود اتكائي،تأمين دموكراسي و ... تاكيد كرده و آنها را هنور مهم مي داند. تفكيك اصول از ارزشهاي تعاوني در آخرين كنگره اتحاديه بين المللي تعاون (1995) نيز مورد توجه قرار گرفته و براي اولين بار پس از اشاره به ارزشهاي تعاوني به مقوله اصول پرداخته شده است.
در دوران رنسانس (قرون 15 تا 18) همه چيز در اروپا رو به تحول نهاد،طي قرون پانزدهم و شانزدهم بهاي مواد مصرفي رو به افزايش گذشت و تناسبي بين افزايش قيمت مواد مصرفي و دستمزدها وجود نداشت ، شكاف و جدائي بين سرمايه داران و كارگران بيشتر شد و در افكار كارگران طبقه متوسط جوش وخروش ظاهر گر ديد كه اين عوامل منشاء اصل پيدايش حيات جديد تعاون گرديد.بحران و ركود فعاليتهاي اقتصادي و مسائل و مشكلات روز افزون كارگران در اين دوران عده اي از اصلاح طلبان اجتماعي و نويسندگان و دانشمندان رابر اين داشت كه نظريات اصلاحي ارائه دهند و بحث علمي تعاون بصورت امروزي را بنيانگذاري نمايند كه در اين جا به شرح خلاصه اي از نظريات آنان مي پردازيم : 1- كلودهانري سن سيمون (1825-1760) : سن سيمون اشراف زاده پاريسي بود و از آنچه افراد طبقه او بر مردم روا مي داشتند، شرم داشته او طالب آزادي و صلح و صفا بود خود پرستي را محكوم مي كرد و خوشبختي بشر را درتعاون و همكاري مي ديد. او معتقد بود كه حكومت بايد بدست مولدين ثروت جامعه يعني كارگران و كشاورزان باشد . 2- رابرت اون (1858-1771) : اصطلاح كوپراسيون در سال 1821 اولين بار توسط رابرت اون مطرح گرديد ، او واژه تعاون رادر مقابل كلمه رقابت به كار برد . او با مطالعه وضع زندگي كارگران كارخانه اش فلسفه شركتهاي تعاوني را ارائه داد . بطوريكه شروع نهضت هاي كارگري را مي توان به او نسبت داد . اما طرح پيشنهادي كه او مطرح كرد عبارت بود از اينكه 1500 هكتار زمين به 10000خانواده داده شود و كليه وسائل رفاه آنان فراهم گردد و اين جامعه مشتركاً به كارهاي كشاورزي و صنعتي بپردازند و از اين طريق نيازهاي همديگر را مرتفع كنند. او براي تبليغ نظريات خود به اكثر كشورهاي اروپا سفر كرد و چون در ان جا موفقيتي به دست نياورد به امريكا رفته ، دهكده هايي در نيوريوك ، امريكاي جنوبي و مكزيك بوجود آورد . 3- فيليپ بوشه (1861-1796) : بوشه كشيشي كاتوليك بود كه تحت تاثير نظريه هاي سن سيمون قرار گرفت. او براي جلوگيري از بحران اقتصادي معتقد بود كه دو طبقه توليد كننده ومصرف كننده بايد باهم ارتباط نزديك داشته باشند.بوشه مبتكر طرح تعاوني هاي توليد است.و اصول اين تعاونيها به شرح زير مي باشد : - اداره شركت توسط كارگران صورت مي گيرد و دو نفر نماينده منتخب، صاحبان امضاي مجاز شركت مي باشند . - اعضاء طبق قرارداد منعقده به نسبت تخصص و مهارت شغلي دستمزد دريافت مي كنند . همه در آمد هاي شركت را نبايد به عنوان دستمزد پرداخت نمود . بلكه بايد قسمتي از آن را به حساب ذخيره منظور كرد . - سرمايه ذخيره شركت غير قابل تقسيم است ، حتي پس از انحلال شركت اين ذخيره قابل تقسيم بين اعضاي شركت نمي باشد بايد ذخاير شركتهاي منحله را به شركتهاي تعاوني فعال منتقل كرد . - استخدام كارگران غير عضو در شركتهاي تعاوني ممنوع مي باشد و اگر استخدام چنين كارگراني براي اداره كار شركت ضروري باشد ،مدت آن محدود بوده ،از دوازده ماه تجاوز نكند. پس از انقضاي مدت قرارداد چنانچه آن كارگران مورد نياز تعاوني باشند، بايد ترتيبي داده شود كه كارگران مورد نياز به عضويت شركت درآيند،تا كارهاي شركت به دست اعضاي آن صورت گيرد،نه كارگزاران غير عضو. 4- دكتر ويليام كينگ (1866-1786): وي پزشك انگليسي و پيرو نظريههاي اون بود . دكتر كينگ به قدرت مصرف كنندگان تكيه داشت و بيشتر بر ايجاد تعاونيهاي مصرف تاكيد مي نمود . در سالهاي 1829- 1828 مجله تعاون را در انگلستان منتشر نمود و نقش اساسي در ايجاد 300 تعاوني مصرف داشت ، به نظر او اصول مورد نظر در تعاوني هاي مصرف عبارت بود از : - سرمايه شركت از محل خريد سهام توسط اعضاء فراهم آمده، سود سرمايه وجود ندارد ، يعني بابت سهام اعضاء بهره اي به آنها تعلق نمي گيرد . - اجناس به نرخ روز و كم و بيش نزديك به نرخ بازار فروخته شود. مازاد برگشتي وجود ندارد ، يعني سود حاصل از خريد اعضاء برگشت داده نمي شود،بلكه صرف ايجاد واحد هاي توليدي و اشتغال كارگران مي گردد. 5- شارل فوريه : (1837-1722) : فوريه نيز از بانيان فكر ايجاد تعاونيهاي توليد مي باشد او اعتقاد داشت براي ساختن جامعه اي كه فاقد واسطه و مبري از عمليات نامشروع اقتصادي باشد ، بايد طبقات گوناگون اجتماعي مانند كارگران ، كشاورزان و پيشه وران زندگي اقتصادي خود را به وسيله سازمانهاي تعاوني و همكاري در يك واحد اشتراكي متمركز كنند. براي حذف واسطه ها، همكاري شركتهاي تعاوني توليد و مصرف را توصيه نموده و معتقد بود كه بايد ميزان توليد را با توجه به نياز مصرف كنندگان معين كرد . 6- لوئي بلان : (1882-1812) : لوئي معتقد بود كه جامعه بايد امكان كاركردن هر فرد را متناسب با توانائي او فراهم نمايد و حقوق اوليه انساني او را براي زندگي تامين كند و اين در سايه رقابتهاي آزاد اقتصادي و اختلافات طبقاتي ميسر نيست براي رفع اين مشكل لوئي بلان تاسيس شركتهاي بزرگ توليدي را پيشنهاد مي كند كه اساس كار اين شركت ها آزادي انتخاب و تعاون و همكاري استوار مي باشد ، در آغاز تشكيل اين شركتها،دولتها بايدسرمايه آنها را تامين كنند و يك مدير انتصابي به طور موقتي از طرف دولت بر اين شركتها نظارت داشته باشد. ولي بعد از اينكه كارگران خود به طريقه اداره اين شركتها آشنا شدند مسئوليت اداره آنها را بعهده خواهند گرفت. وئي بلان از طرفداران اقتصاد دولتي بود، ولي در طرح تعاونيهاي خود ، گر چه آنها را از كمكها و دخالتهاي دولت بي نياز مي دانست ولي آن كمكها را موقتي مي پنداشت.
پايه و شالوده هر نظام و شيوه اقتصادي، سياسي ، اجتماعي و مذهبي بر اصول و موازيني استوار است كه بدون رعايت و اجراي آنها وصول به هدف نهائي امكان پذير نخواهد بود. اصول تعاون شامل دستورالعملهاي الهام بخش و رهبري كننده اي جهت تعيين اهداف تعاوني است،رعايت اين دستورالعملها نيل به هدف مورد نظر را تسهيل مي نمايد. اين دستورالعملها ممكن است به صورت مقرراتي در آيدكه حاكم برفعاليت موسسات تعاوني باشدوبدين وسيله چارچوب مشخصي براي عمليات اين موسسات بوجود آورد. در سال 1922 درحدود 60 اصل براي تحقق هدفهاي تعاوني بيان شده بود كه نويسندگان بين 3 تا 16 اصل را بعنوان اصول اساسي پذيرفته اند. اين اصول در كشورهاي مختلف دنيا بر حسب طبيعت كار و تنوع فعاليتها همچنين، بر اساس تجربه و تحقيق در زمينه موفقيت و عدم موفقيتهاي تعاونيها ابداع گرديده است،عدم درك مفهوم واقعي و اعمال در اجراي كامل اين اصول موسسات تعاوني از هدف اصلي خود منحرف مي نمايد ، در اين قسمت به برخي از مهمترين اصول مكاتبات مختلف تعاوني مي پردازيم.
بدون شك اولين كساني كه در امر تهيه و تنظيم اصول تعاوني تلاش كردند ، پيشگامان راچديل بودند . 28 نفر كارگر پيشتاز در شهر كوچك راچديل با تحقيق در علل شكست و بررسي رموز موفقيت شركتهاي تعاوني در گذشته ، به ابداع و ابتكار اصول و راه و رسمي نوين دست زدند و در سال 1844 شركتي را بنيان نهادند كه نظريه و روشهاي كار آنها سرمشقي براي تشكيل شركتهاي تعاوني در دنيا قرار گرفت و تا امروز در سراسر دنيا اين اصو ل ارزش و اعتبار خود را حفظ كرده و بنام اصول مكتب شركتهاي تعاوني راچديل شناخته شده است. اصول تعاوني راچديل بصورتي كه امروز گفته مي شود به وسيله بنيانگذاران و موسسين اين شركت تعاوني اعلام نشده است . بلكه در سال 1931 اتحاديه بين المللي شركتهاي تعاوني هيأتي را مأمور نمود تا با بررسي اساسنامه شركتهاي تعاوني راچديل وقواعد هفت گانه آن اصول اساسي آن ر ا استخراج و به عنوان اساس و مبناي تشكيل و اداره شركتهاي عاوني اعلام دارد، اين اصول عبارتند از: 1- عضويت آزاد و اختياري : يعني هر فرد بايستي در پيوستن به تعاوني و يا گسستن از آن آزاد باشد. زيرا تعاوني متعلق به كساني است كه نيازمند خدماتي هستند كه تعاوني براي آنها فراهم مي آورد و از سويي ماهيت يك نهضت اجتماعي ، ايجاب مي كند كه در گردآوري هر چه بيشتر عضو تلاش نمايد تا سازمان قدرتمند اجتماعي و اقتصادي بوجود آيد و بتواند روي پاي خود بايستد. در حقيقت داوطلب بودن يكي از اصول اوليه تعاون مي باشد كه بر اهميت رفتار انساني در تعاوني ها قرار دارد. عمل داوطلبانه انگيزه اي براي كار بهتر و ثمر بخش تر بوجود مي آورد و موجب تشويق و بروز حس ابتكار در بين اعضاي تعاوني مي شود. 2- اداره امور شركت بر اساس دموكراسي : شركت تعاوني، شركت اشخاص است نه سرمايه ها كه براي وصول به هدفي مشترك دست همكاري به يكديگر داده اند . بنابراين تمام اعضاء بايد به نسبت مساوي در اتخاذ تصميمات و اداره امور شركت سهيم بوده و از حقوق و وظائف مساوي برخوردار باشند . قدرت عاليه يك تعاوني در اختيار مجمع عمومي كه مي تواند بر طبق اساسنامه و مقررات شركت هر گونه تصميمي را نسبت به امور شركت اتخاذ نمايد. بر خلاف موسسات تجاري كه ميزان سهام و سرمايه عامل موثر در تصميم گيري براي فعاليتهاي موسسه مي باشد، در شركتهاي تعاوني افراد يا اعضاء عامل موثري هستند . به همين دليل در شركت تعاوني هر عضو صرف نظر از ميزان سهام ، رنگ و نژاد فقط داراي يك رأي مي باشد. 3- بهره محدود سرمايه : يشگامان راچديل براي توسعه و پيشرفت تعاونيها سرمايه را لازم و ضروري تشخيص دادند ولي نظر آنها استفاده از نيروي فعال افراد براي بهره برداري از سرمايه جهت رفع نيازهاي مشترك انها بود نه استفاده ازسرمايه به عنوان ابزاري جهت بهره كشي واستثمار افراد .بنابراين آنها با اين ادعاي مالكين سرمايه كه بخش عمده ارزش افزوده را سهم خود مي دانستند و آن را اساس تعيين نرخ بهره سرمايه قلمداد مي كردند، قلباً مخالف بودند و معتقد بودند كه اگرقرار است بهره اي به سهام تعلق بگيرد، مبلغ آن بايد محدود وثابت باشدزيرا مالكين سرمايه دراصل درآمد آزاد منافع خالص شركت سهمي ندارند.به هرحال سياست بهره محدود سرمايه امروزه به چهار طريق در بين شركتهاي تعاوني مختلف به اجرا در مي آيد: الف) عدم پرداخت بهره به سرمايه ب ) پرداخت بهره سرمايه معادل نرخ بهره معمول سرمايه در بازار پولي و بانكي ج ) علاوه بر پرداخت سود سرمايه تعاوني به خاطر تشويق اعضاء براي سرمايه گذاري وخريد بيشتر سهام براي آنها جوايزي در نظر مي گيرد . 4- تقسيم مازاد و عوايد شركت به نسبت معاملات بين اعضاء : انگيزه اصلي فعاليتهاي اقتصادي در شركتهاي سهامي تحصيل سود است. ولي يك تعاوني كه با اصول صحيح اقتصادي و مديريت كار آمد اداره مي شود بايد سود آور باشد و قسمتي از سود حاصله به نسبت معاملات و همكاريهاي اعضاء بين آنها تقسيم شود و قسمت ديگر عنوان ذخيره براي مقابله با زيانهاي احتمالي و غير مترقبه و همچنين تقويت بنيه مالي شركت كنار گذاشته شود. - حفظ بيطرفي در مسائل نژادي، مذهبي و سياسي: تعاون نهضتي است بين المللي و هدف آن رفع نياز مشترك و بهبود وضع مادي و اجتماعي اعضاء مي باشد .بنابراين براي اين كه شركتهاي تعاوني عرصه مبارزات و تبليغات قرار نگيردبايد از دخالت مستقيم در امور سياسي و گروه گرايي همچنين منازعات نژادي و اختلافات مذهبي خودداري نمايد در غير اين صورت وحدت داخلي شركت تامين نشده و اصل همياري و خودياري آن تحقق نخواهديافت. 6- انجام معاملات نقدي : بعضي تصور مي كنندكه درابتداي تاسيس شركت تعاوني راچديل چون سرمايه شركت ناچيز بوده و تحمل نسيه فروشي را نداشته است ، اصل نقد فروشي به وسيله پيشه وران راچديل ابداع و اجرا شده است ، ولي شواهد و مدارك موجود نشان مي دهد حتي موقعي كه سرمايه شركت تدريجاً ترقي كرده وبه بيش از احتياج رسيد اين اصل به وسيله مردان راچديل رعايت گرديده است.يكي از اعضاي هيئت موسس راچديل معتقد بود نقد فروشي اولاً قدرت مالي شركت را زياد مي كند. ثانياً سلامت شركت حفظ مي شود، ثالثاً عقل معاش را دراعضاء بر مي انگيزد و در آنها قدرت خريد كاذب ايجاد نمي كند. به عبارت ديگر به جاي اينكه باري ازدوش اعضاء بردارد بار قرض آنها را سنگين مي سازد. ولي امروزه فروش نسيه در بسياري از شركتهاي تعاوني جهان بعللي اجرا مي شود. 7- آموزش و پرورش و تعليمات تعاوني : شركت تعاوني سازماني است اختياري كه نميتوان افراد رابه اجبار به عضويت آن درآورد.بنابراين اصل آموزش وتبليغ تنهاراهي است كه بوسيله آن مي توان براي جلب همكاري فعالانه و آگاهانه مردم و قبول عضويت در تعاونيها از آن استفاده نمود . از طرف ديگر افرادي كه شركت تعاوني را تشكيل مي دهند بايد به اهداف و اصول شركت آشنايي داشته باشند و از اينرو كليه عمليات شركت ايد با آموزش تعليم و تبليغ همراه باشد ، در حقيقت بقاء و دوام و گسترش نهضت تعاوني در جهان جز با تعليمات تعاوني و آموزش مردم امكانپذير نيست.
رايفايزن براي شركتهاي تعاوني اعتبار روستائي اصول ومقرراتي پيش بيني نمودكه امروزه درسراسر جهان،شركتهاي تعاوني اعتبار روستائي از آن متابعت مي كنند.اصول شركتهاي تعاوني اعتبار رايفايزن بشرح زير است: 1- حوزه فعاليت شركت: شركت تعاوني اعتبار روستائي هر قدر از نظر اعداد اعضا ومنطقه فعاليت محدودترباشد ،پيشرفت وموفقيت آن مطمئن ترخواهد بود. 2- دقت كامل در پذيرفتن عضو جديد: قبول عضو جديد در شركت تعاوني اعتبار بايد با دقت و مطالعه كامل صورت گيرد، و اينكار بايد با تصويب هيئت مديره انجام گردد و در مجمع عمومي ساليانه صورت اعضاء جديد به استحضار و تاييد اعضاء قديمي برسد. 3- مسئوليت نامحدود: رشركت تعاوني مسئوليت اعضاء منحصر به سهام نباشد بطور قطع بانكها و منابع اعتباري با اطمينان وسهولت بيشتري همكاري نموده به عنوان ناظري بصير نخواهند گذاشت وامهاي دريافتي به هدر رفته و براي حيات شركت خطري ايجاد گردد . 4- سهام كوچك: با كم بودن مبلغ قيمت هر سهم ، كشاورز با در آمد مختصر خود مي تواند سهم خريده ، به عضويت در شركت تعاوني دهكده در آيد و اگر قيمت سهم در حدود امكانات كشاورز نباشد ازعضويت در شركت تعاوني باز مي ماند . 5- رعايت دموكراسي در اداره امور شركت : در شركت تعاوني اعتبار كنترل و نظارت اعضاء دراداره امور بيش ازهر يك از انواع ديگرشركتهاي تعاوني اهميت دارد.يك عضو شركت تعاوني اعتباري روستائي طبق اصول رايفايزن به لحاظ مسئوليت نامحدودي كه پذيرفته است بايد در تمام مجامع و جلسات شركت حضور يافته و بر اساس « يك عضو ، يك راي » اعمال رأي و نظر نمايد . 6- ايجاد ذخيره و عدم توزيع مازاد برگشتي : شركت تعاوني اعتبار يكي از مظاهر واقعي سازمان غير انتفاعي است . شركت تعاوني اعتبار براي كسب منفعت تشكيل نشده بلكه هدف و منظور آن خدمت اعضاء است . بنابراين بهره وامهاي اعطائي بطوري قرار داده مي شود كه پس از كسر هزينه ها و ستهلاك و ذخيره هاي قانوني و احتياطي رقم قابل توجهي در صندوق شركت باقي نمي ماند . 7- سهل و ممتنع بودن شرايط وام : در شركت تعاوني اعتبار ، پرداخت وام براي كارهاي توليدي بايد در كمال سرعت و سهولت انجام گيرد . اما در مورد امور مصرفي و اطمينان به استرداد وام ها و تضمين حيثيت شركت بايد تشريفات خاص رعايت گردد. 8- نظارت بر مصرف وام: اطمينان به بازگشت وام يكي از اصول اوليه است . شركت تعاوني اعتبار روستايي كه معمولاً شركتي كوچك و محدود مي باشد بايد حتي المقدور در چگونگي و نحوه مصرف وام اعضاء نظارت نمايد. 9- سياست اعتباري شركتهاي تعاوني رايفايزن: اصل صندوق رايفايزن بر مبناي اعتبارات دراز مدت بوده و بترتيب 1,2,4,6 سال مي باشد . اين روش منطبق با رعايت اصل احتياط و نيازهاي فعاليتهاي كشاورزي مي باشد كه در اثر تجربه و مطالعات صحت آن تاييد شده است . 10- اصل تمركز : رايفايزن درمورد كليه عمليات اقتصادي شركتهاي تعاوني اعتبارمعتقد به روش تمركز است واين تمركز راضروري مي داند بويژه در بين ازمانهاي اعتباري طي سال ها 1866 تا 1870صندوقهاي رايفايزن چنان اعتماد توده مردم راجلب كرد كه درجريان جنگهاي سالهاي مذكور پس انداز روستائيان و مردم و حتي برخي از بانكها به صندوقهاي رايفايزن سپرده شد.
عقيده اساسي شولتز درشركتهاي تعاوني اعتبار بر اصل عدم تمركز استوار بود. وي معتقد به يك شركت بسياروسيع وپراكنده بود كه تمام اجزاء آن هركدام يك شركت اعتباري كامل و مستقل باشند. اصول مكتب شولتز رامي توان به شرح زير خلاصه كرد: 1- براي عضويت در شركت تعاوني خريد سهم و تامين سرمايه به وسيله اعضاء ضرورت دارد و دخالت و كمك دولت و سازمانهاي خيريه در ياري دادن به سرمايه شركت تعاوني ممنوع شناخته شده است و بطور خلاصه اساس اين شركتها صرفاً بر خود ياري تاكيد دارد . 2- مسئوليت اعضاء محدود و متناسب با مبلغ سهامي است كه هر يك از اعضاء در صندوق تعاوني دارند. 3- منطقه عمل شركت وتعداد اعضاء بهيچوجه محدود نيست. 4- منطقه عمل شركت وتعداد اعضاء بهيچوجه محدود نيست مازاد عوايد و سود ويژه شركت طبق معمول در ساير شركتهاي تعاوني به نسبت همكاري اعضاء بين آنها تقسيم مي گردد. 5- سرمايه شركت بايد بطور مداوم از محل ذخيره اجباري تقويت و رو به فزوني برود ، بطوريكه شركت در موقع بحران اقتصادي و ضررهاي احتمالي و غير مترقبه قدرت مقاومت داشته باشد . اصولي كه شولتز پايه گذاري كرد به علت آساني طرز كار و انطباق با واقعيات زندگي و احتياجات طبقات كم درآمد نظر و مورد استقبال شديد مردم قرار گرفت .
ويلهلم هانس در سال 1839 درآلمان متولد شد و از تركيب اصول و نظريات دو مكتب رايفايزن و شولتز اصول تازه اي براي شركتهاي تعاوني اعتبار ارائه نمود . اصول مهم مكتب ويلهلم هانس به شرح زير است : 1- شركت تعاوني بر اساس خود ياري و سرمايه و سهام اعضاء تشكيل مي شود ولي رعايت اين اصل مانع استفاده شركتهاي تعاوني از كمكهاي دولتي نيست ، در صورتي كه كمكهاي دولت به استقلال شركت لطمه اي نزند قابل قبو ل خواهد بود . 2- حوزه فعاليت شركتهاي تعاوني نبايد آنقدر وسيع باشد كه شركت از فعاليت مفيد و ثمر بخش باز ماند ولي شعاع عمل شركت نبايستي بسيار كوچك و محدود هم باشد. 3- مسئوليت اعضاء شركتهاي تعاوني اعتبار مشترك و نامحدود است و كليه اعضاء داراي مسئوليت كامل بوده و در نتيجه بازرسي و نظارت اعضاء در گردش امور شركت ضامن بقاي آن است . 4- شركتهاي تعاوني كشاورزي بايد از اساسنامه و برنامه هاي چند منظوره در يك زمان واحد پرهيز نمايند . به طور كلي هانس با شركتهاي چند منظوره مخالف بود . 5- هانس براي عمليات اقتصادي در شركتهاي تعاوني تمركز منطقه اي را پيشنهاد مي كرد و معتقد به تشكيل اتحاديه هاي تعاوني منطقه اي در استانها و مناطق بزرگ بود. 6- اتحاديه هاي منطقه اي بايد اتحاديه ملي شركتهاي تعاوني كشاورزي راتشكيل دهند . هانس اصل اقتصادي را هدف اصلي در فعاليتهاي شركتهاي تعاوني ميدانست و روح تعاون مذهبي و عشق به مردم را به عنوان يك وسيله براي رسيدن به هدف اقتصادي قبول داشت .
اتحاديه بين المللي تعاون در همايش سپتامبر 1995 در منچستر بيانيه اي در خصوص « هويت تعاوني » صادر نمود. بيانيه حاوي تعريفي از شركتهاي تعاوني، فهرستي از ارزشهاي كليدي نهضت تعاون و مجموعه بازبيني شده از اصول تعاون به منظور هدايت و راهنمايي سازمانهاي تعاوني در آغاز قرن بيست و يكم بود . متن زير ترجمه اين بيانيه مي باشد. تعريف تعاوني،اجتماع مستقل اشخاصي است كه بمنظور تامين نيازها و اهداف مشترك اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خود ازطريق اداره و نظارت دموكراتيك موسسه با مالكيت مشاع، با همديگر بنحو اختياري توافق نموده اند . ارزشها تعاونيها بر ارزشهاي خود ياري ، مسئوليت پذيري، دموكراسي ، برابري ، انصاف و اتحاد استوارند . اعضاء با توجه به عرف مسئولين تعاوني خود به ارزشهاي اخلاقي، صداقت، مسئوليت اجتماعي و توجه به ديگران معتقدند. اصول اصول تعاوني دستورالعملهايي است كه طبق آنهاتعاونيها تحقق ارزشها راعملي مي سازند.دراين قسمت به شرح هريك از اصولي كه در همايش اتحاديه بين المللي تعاون مطرح شده ميپردازيم: اصل اول: عضويت اختياري و آزاد تعاونيها سازمانهايي اختياري مي باشند، عضويت در آنها براي تمام افرادي كه بتوانند از خدمات آنها استفاده كنند و مسئوليتهاي ناشي از عضويت را بپذيرند، بدون تبعيضات جنسي ، اجتماعي ، نژادي، سياسي يا مذهبي آزاد است. اصل دوم: كنترل دموكراتيك توسط اعضاء تعاونيها سازمانهائي دموكراتيك مي باشند ، توسط اعضاي خود كه فعالانه در سياستگذاري و اتخاذ تصميمات مشاركت مي كنند كنترل مي شوند . مردان و زناني كه به عنوان نمايندگان منتخب خدمت مي كنند در مقابل اعضاء مسئولند . در تعاونيهاي سطح اوليه اعضاء از حق راي مساوي برخوردارند ( يك عضو، يك رأي ) و همچنين تعاونيهاي سطوح ديگر به شكلي دموكراتيك سازمان مي يابند. اصل سوم: مشاركت اقتصادي اعضاء اعضا بطور منصفانه و با كنترل دموكراتيك به سرمايه تعاوني خودكمك مي كنند .معمولاً حداقل بخشي از سرمايه درمالكيت عمومي تعاوني مي باشد. اعضاء معمولاً متناسب با سرمايه پرداخت شده خود كه يكي از شرايط عضويت مي باشد ، پاداش محدودي، در صورت وجود دريافت مي دارند. اصل چهارم: استقلال و عدم وابستگي تعاونيها سازمانهائي خوديار و مستقل مي باشند كه توسط اعضاء اداره و كنترل مي شوند . اگر آنها با ساير سازمانها از جمله دستگاههاي دولتي موافقت نامه اي امضا كنند يا از منابع ديگر سرمايه تامين نمايند، به نحوي اقدام خواهند كرد كه مطمئناً تعاوني بشكل دموكراتيك توسط اعضاء اداره و كنترل شده و استقلال آن محفوظ بماند . اصل پنجم: آموزش، حرفه آموزي و آگاه سازي تعاونيها براي اعضاء، نمايندگان منتخب ، مديران ، كاركنان خود آموزش و حرفه آموزي تدارك مي بينند ، بطوري كه آنها بتوانند بنحو موثر به پيشرفت تعاوني خود كمك نمايند . آنها عموم مردم بخصوص افراد جوان و رهبران افكا ر عمومي را نسبت به ماهيت و فوائد تعاوني مطلع مي سازند. اصل ششم : همكاري تعاونيها بايكديگر تعاونيها از طريق همكاري با يكديگر در سازمانهاي محلي ، ملي،منطقه اي و بين المللي به اعضاي خود به موثر ترين طريق خدمت كرده و نهضت تعاوني را تقويت مي كنند. اصل هفتم : توجه به جامعه تعاونيها با تصويب خط مشي ها توسط اعضاء براي توسعه مستمر جوامع خود فعاليت ميكنند .
|